تبلیغات
ناگفته ها - آبلیموی لعنتی
صفحه اول تماس با ما RSS                     قالب وبلاگ
  
ناگفته ها
هر گونه کپی برداری از این وبلاگ آزاد است، حتی بدون ذکر منبع nagoftehaa.ir
یک دوست در یک نقطه از شهر دارم که از آن بستنیهای سنتی پسته دار و فالوده های خوشمزه میفروشد. بحث بستنی نیست بحث فالوده هم نیست. خوب بود اگر بود ولی بعضی تلخی ها قدرتشان زیاد است. جلوی شیرینی را میگیرند.

شب ها وقتی به این دوست سر میزنم چندین بار جملات تلخی میشنوم که ای کاش گفته نمیشد. تصورش را بکنید یک نفر وارد میشود میگوید یک فالوده با شربت زیاد بدهید. بعد تا وقتی آماده میشود هی تکرار میکند که آبلیمو برایش نریزد. این موقع است که برمیگردی نگاهش کنی تا ببینی این هم مثل قبلیست. بله مثل قبلیست...

جوانی لاغر اندام که نئشه گی از صورتش میبارد، دارد تاکید میکند که آبلیمو نداشته باشد.
.
.
.
آبلیموی لعنتی می بُرد.

************************************

صحنه بابک هم دیدن و شنیدن دارد. میگوید طرف های ما دسته های عزاداری امام حسین دیده بان دارند. یک نفر آن جلو داد میزند: اینجا شیر میدهند. کسی نخورد
.
.
.
شیر لعنتی می بُرد




درباره وبلاگ
بیایید همه با هم بکاریم آن درخت محبت را و سپس گسترشش دهیم به پهنای همین جهان هستی

آخرین مطالب
نویسندگان
مطالب پربازدید
پیوند ها
آرشیو مطالب
آمار سایت