تبلیغات
ناگفته ها - عجالتاً شمع روشن کنید
صفحه اول تماس با ما RSS                     قالب وبلاگ
  
ناگفته ها
هر گونه کپی برداری از این وبلاگ آزاد است، حتی بدون ذکر منبع nagoftehaa.ir
راستی جای زندگی کجاست؟ آن جای کوچک بی‌نهایت بزرگی که عشق می‌خواهد، کجاست؟ همان جایی که اگر یک نفس، خالی بماند، خاطره شتابان و سیال آن را پر خواهد کرد، کجاست؟

این پرسشی است که پرده از رازهای ناگفته بسیاری برمی‌دارد. جای عشق، جای عشق کجاست؟ جای یک لبخند ساده صمیمی، جای یک خانه کوچک قدیمی ـ حتی اجاره‌ای ـ جای درآمد حلال بی‌زد و بند ـ حتی اندک ـ جای درخت و طبیعت، جای جمعه‌های تعطیل، جای زن، فرزند، جای گاز زدن بستنی با بچه‌ها و ...
 راستی جای همه اینها را مگر بدون عشق می‌توان پیدا کرد؟
چیزهایی را که از کف می‌روند و باز نمی‌گردند، حق است که به خاطره تبدیل کنیم و در حافظه نگه داریم. «حافظه برای عتیقه کردن عشق نیست، برای زنده نگه داشتن عشق است.» احتیاط باید کرد. همه چیز کهنه می‌شود و اگر کمی کوتاهی کنیم، عشق نیز. اگر چه در روزگار ما انگار، کار از احتیاط و کوتاهی گذشته است. می‌گویند دوره این حرف‌ها نیست؟ نان و نفرت، نیروی شگفت عشق را مغلوب کرده است. عشق کو؟ بهانه‌ها جای حس عاشقانه را گرفته‌اند. روزگار دشواری است. دیگر همه چیز را تخیل می‌کنیم، به زندگی در مه عادت کرده‌ایم. به تخیل عشق و حتی به تخیل زندگی نیز و به مه‌نوردی در یک شهر آسمانی و ...



پ ن: مقدمه ای بود نوشته ی محمد رضا اسدزاده من الباب
خاطرات منتشر نشده همسر شهید بهشتی...


پ ن2: این "عجالتاً شمع روشن کنید" را خیلی دوست دارم.جریان دارد خودتان بخوانید.
 بعضی اوقات خوب است عجالتا شمع روشن کنیم. چه اشکال دارد که لامپ نبود شمع روشن کنیم؟ اصلا لامپ هم بود، گور پدرش. آن موقع که شمع بود و قلم، ما هم نبودیم چه رسد به...

بگذریم. عجالتاً شمع را روشن کنید 





درباره وبلاگ
بیایید همه با هم بکاریم آن درخت محبت را و سپس گسترشش دهیم به پهنای همین جهان هستی

آخرین مطالب
نویسندگان
مطالب پربازدید
پیوند ها
آرشیو مطالب
آمار سایت