تبلیغات
ناگفته ها - پول تقلبی
صفحه اول تماس با ما RSS                     قالب وبلاگ
  
ناگفته ها
هر گونه کپی برداری از این وبلاگ آزاد است، حتی بدون ذکر منبع nagoftehaa.ir
آخر شبی داشت پولهای دخلش را میشمرد. همیشه پولهایش را میآورد خانه میشمرد که مشتری نبیند.

همینجور میشمرد و کش می انداخت برای بانك که یكهو محكم خورد به دو عدد تراول تقلبی! خیلی حرفه ای درست شده بود. از آن تراول هایی نبود كه زرتی از پرینتر در میاید میشود تراول. خیلی راحت میشد قالبش کرد همانطور که خیلی راحت به یک بازاری خبره قالب شده بود.

بدون اینکه مکثی کند پاره شان کرد انداخت دور. گفتم میگذاشتی لای پولها میدادی بانک میرفت.

گفت آمدیم گذاشتیم لای پولها دادیم که برود. از بد ماجرا هم رفت دست یک کارگر زحمت کش. آن کارگر زحمت کش هم زنش مریض شد رفت برایش دارو بخرد بعد پول را شناختند. آنوقت کارگر زحمت کش میشود کارگر بدبخت.

یک لحظه پاره ش میکنیم جلوی تمام این ماجراها را میگیریم.





برچسب ها: خاطرات یک کاسب،
درباره وبلاگ
بیایید همه با هم بکاریم آن درخت محبت را و سپس گسترشش دهیم به پهنای همین جهان هستی

آخرین مطالب
نویسندگان
مطالب پربازدید
پیوند ها
آرشیو مطالب
آمار سایت