تبلیغات
ناگفته ها - مطالب شهریور 1390
صفحه اول تماس با ما RSS                     قالب وبلاگ
  
ناگفته ها
هر گونه کپی برداری از این وبلاگ آزاد است، حتی بدون ذکر منبع nagoftehaa.ir
آرمین 31 شهریور 90 نظرات ()




کنار تو درگیر آرامشم
...




چند روز پیش یه جای بودم. یه روستای سر سبز با آدمای مهربون و مهمانواز. با دوستام توی یه کوچه منتظر بودیم . جلومونم یه الاغ آروم و مودب وایساده بود. دوستم گفت میدونسی الاغ حیوونه عاشقیه؟؟؟ یه لحظه خندم گرفت. الاغ؟ عشق؟

نمیدونم این حرفو از کسی شنیده بود یا نظر خودش بود. تا حالا بهش فکر نکرده بودم ولی وقتی دوباره بهش فکر کردمو یکم به الاغه خیره شدم دیدم زیادم بی راه نمیگه. نمیدونم ولی حداقل اون الاغ به نظرم عاشق اومد. به قیافه ش که نگاه میکردی یه مظلومیت خاصی تو صورتش بود انگار فکرش یه جای دیگه بود. عینه این عاشقایی که از بس معشوقشونو ندیدن از حس و حال افتادن و دیگه حوصله هیشکیو ندارن. آره عینه اونا بود. معمولا تو روستاها الاغ ماده نگه نمیدارن... اینم یه دلیل.


درسته حیوونا به زبون ما حرف نمیزنن ولی ما آدما خوب زبونشونو میفهمیم. وقتی نوبت خواسته های ما باشه اونا خوب زبونه مارو میفهمن ینی کیه که زبون زور و قدرتو نفهمه؟ اگه اونا خواسته ای داشته باشن اون موقع س که میشن زبون بسته. میشن زبون بسته چون واسمون سودی ندارن. 

این همه موجودات و عناصر طبیعت دارن زندگیشونو فدای انسان میکنن. همین انسانی که جز مصرف هیچ کاری از دستش بر نمیاد. مگه قراره گلی به سر کسی بزنیم؟ من میگم نزدیم و نخواهیم زد. وقتی سودی واسه کسی نداریم کاشکی حداقل ضرری واسشون نداشته باشیم.

به قول خیام

از  آمدنم   نبود   گردون  را    سود

وز رفتن  من  جاه  و جلالش  نفزود

وز هیچکسی   نیز دو  گوشم  نشنود

کاین  آمدن  و رفتنم  از بهر چه  بود


دارم به روزی فکر میکنم که دیگه هیچ حیوونی شکار نشه. هیچ حیوونی برای خوردن و پوشیدن کشته نشه. برای کار استفاده نشه. مثل همین گنجشک و یاکریم و گربه ای که تو شهر بدون هیچ چشم داشتی کنارشون زندگی میکنیم. حیونایی که ذاتا طبیعت اهلی دارن خیلی دوس داشتنی میشن. خیلی زود میشه باهاشون ارتباط برقرار کرد. خیلی بیشتر از غذا بودن میتونن مفید باشن. میتونن یه دوست باشن. یه آرامبخش قوی. میتونن زندگی رو زیبا کنن.

امیدوارم روزی فرار برسه که هیچ انسانی به هیچ حیوانی احتیاج پیدا نکنه. فعلا که خوب داریم جولان میدیم. شاید یه روزی ورق برگشت... 





آرمین 23 شهریور 90 نظرات ()

بدشانسی رو هوا معلقه و باید رو یه نفر بشینه . نوبت من بود فقط همین. من تو مسیر طوفان بودم
دیالوگی در فیلم "رستگاری از شاوشنگ"

پ ن: هیچوقت ندیدم کسی خودشو خوش شانس معرفی کنه. مردم به خیلیا میگن خوش شانس ولی هیچوقت به خودشون نمیگن. وقتی یه اتفاق بد میوفته اگه یک درصدم احتمال بدن این اتفاق به شکل بهتری هم میتونست بیوفته اسمشو میذارن بدشانسی. اگه زندگی اونطور که دوس داشتن شکل بگیره میگن نتیجه زحمت خودمون بوده. من اصلا نمیخوام بگم خوش شانسی و بدشانسی واقعا وجود داره یا نه ولی اینو خوب میدونم به هرچی اعتقاد داشته باشی برات کار میکنه .

به قول شمس تبریز:
شخصی توبه کرد و عزم حج کرد. در بادیه پای آن مرد از خار مغیلان بشکست. قافله رفته و در آن حالت نومیدی، دید که آینده‌ای (امیدی) از دور می‌آید. به دعا گفت: «به حرمت این خضر که می‌آید مرا خلاص کن.»
آن رهرو پای در هم بست و او را به کاروان رسانید. در حال گفت: «بدان خدایی که بی‌شریک است، بگو که تو کیستی که این فضیلت تو راست؟»
او دامن می‌کشید و سرخ می‌شد و می‌گفت: «تو را با این تجسس چه کار؟ از بلا خلاص یافتی و به مقصود رسیدی.»
گفت: «به خدا که دست از تو ندارم تا نگویی.»
گفت: «من ابلیسم.»
کسی که در ابلیس اعتقاد می‌بندد و به اعتقاد به او می‌نگرد، به مرادی می‌رسد. و آنکه در پیامبر بی‌اعتقاد می‌نگرد، به عکس و خواری گمراه می‌شود. همچون ابوجهل!

 
من میگم اگه به بدشانسی اعتقاد داری باید به خوش شانسیم اعتقاد داشته باشی. این سکه دو رو داره. هرکدوم از روی این سکه روی دیگه خودشو اثبات میکنه . پس یا به دوتاش اعتقاد داشته باش یا به هیچکدوم چون باید تعادل برقرار بشه . اینو تقریبا همه قبول دارن که به هرچی فکر کنی جذبش میکنی. نمیگم بدو دفع کن خوبو جذب کن .اونم درست نیست .فقط بذار تعادل برقرار باشه

یاد اون جوکه افتادم که طرف دنبال جاپارک میگشته میگه: خدایا یه جای پارک بهم بده دیگه گناه نمیکنم یه دفه یه جای خالی میبینه میگه نمیخواد خودم پیدا کردم .
من نمیخوام بگم اون جای پارکو خدا براش جور کرده. شاید اگه دعا نکرده بود اون جا پارکو نمیدید. شاید اون دعا باعث شده دقت چشماش یا تمرکزش بیشتر بشه تا بتونه بهتر ببینه. نمیشه دقیق حساب و کتاب کرد تو چه کاری خدا کمکمون کرده و چه کاری نکرده.
اصلا یه جوریه که هم میشه بهش ربط داد هم میشه نداد ولی وقتی از خدا چیزی خواستیمو اونو بدست آوردیم ینی به احتمال زیاد کمکمون کرده دیگه. پس حداقل اون موقع باید به وجودش در کنارمون ایمان داشته باشیم.
اونیم که اصلا با خدا کاری نداره تکلیفش روشنه ینی نه با این روی سکه کار داره نه با اون روش.

 بدشانسی... خوش شانسی... اعتقاد زمینی... هوایی... هرچی که قراره باشه باید اصولی و منطقی باشه. غیر از این میشه سرکاری




چند ساله یه سری سرامیک با طرح سنگ تو ایران تولید میشه. بهشون میگن سرامیک دیوار. از نظر قیافه خیلی شبیه سنگن و از نظر قیمت ارزون تر. تنوع رنگ بیشتری هم دارن . معمولا پیمانکارا برای پوشش دیوار پیلوت از اینا زیاد استفاده میکنن چون ارزونتره و همون زیبایم داره . من با استفادش موافقم. سنگ بیش از حد محکم و با دوامه .حیفه که تو دیوار داخلی ازش استفاده بشه. برای دیوار حیاط یا پیلوت همون سرامیک جواب میده فقط یکم موقع بهره برداری باید احتیاط کرد.

این سرامیکا ابعاد بزرگی دارن و به نظر خیلی مقاوم میان ولی از نظر جنس لعاب مثل کاشی دیوار میمونن. چون برای نصب روی دیوار ساخته میشن زیاد به مقاومت لعابش توجه نمیشه . این لعاب نسبت به ضربه مقاومه فقط در برابر حرارت ضعیفه. به محض اینکه جسم داغ باهاش برخورد کنه سیاه میشه. قاتلشون برشکاریو جوشکاریه. اگه تو خونه یا مغازه از این نو سرامیک دارین و خواستید از سنگ فرز یا دستگاه جوش استفاده کنید حتما از دیوار فاصله بگیرید چون هر جرقه ای که به سرامیک بخوره به اون میچسبه و اون نقطه رو سیاه میکنه و باعث میشه شما یه سرامیک داشته باشید با نقطه های سیاه رنگ.

پ ن : سرامیکایی هم هستند که این عیبو ندارن ولی معمولا اون مدلایی که پیمانکارا به خاطر ارزون تموم شدن استفاده میکنن این عیبو داره .



برچسب ها: معماری،
 
ببینید دوچرخه ها وقتی از کارخونه خارج میشن تمام قطعاتشون برای اینکه جای کمتری اشغال کنن توی یه کارتن گذاشته میشن و فروشنده ست که قطعات رو سر هم میکنه و تبدیل میشه به دوچرخه ای که ما لازم داریم و چون این مونتاژ با سرعت زیادی انجام میشه معمولا یه خطاهای توش باقی میمونه . مثلا موقعی که دارن پره های دوچرخه رو به طوقه میبندن بعضیاشونو به اندازه سفت نمیکنن. این موضوع باعث میشه وقتی دوچرخه توی دست انداز شدید بیوفت طوقه از اونجایی که پره ش شله کج بشه. چون پره ها هستن که با کشش خودشون طوقه رو نگه میدارن .وقتی تمام شعاع یک دایره تحت کشش مساوی باشه اون دایره مقاومت خوبی نسبت به تغییر شکل داره ولی اگه این کشش نامتقارن باشه نه تنها کاری نمیکنه بلکه به کج شدنش کمک هم میکنه. ینی فقط کافیه دو تا پره مجاور هم شل باشن . به محض اینکه از یه چاله رد بشین طوقه از همون جا تاب ور میداره.

بعضی وقتا هم تمام پره ها سفتن ولی چون مقاومت طوقه از بغل خیلی کمه ممکنه با یه خوردن زمین ساده یا یه بی احتیاطی مثلا پرت کردن دوچرخه رو زمین طوقه کج بشه .
زیادم با این کاری نداریم چون بالاخره یه روزی طوقه کج میشه ولی ببینید صاف کردن طوقه دوچرخه احتیاجی به مهندس مکانیک نداره . هر آدمی میتونه لنگی طوقه شو خودش بگیره .این کاری که میگم اگه انجام بدید دیگه لازم نیست وقت و بی وقت دنبال دوچرخه سازی بگردید. یه وقتایی ممکنه دوچرخه سازی نزدیکتون نباشه یا ممکنه وسط بیابون باشید .پس لازمه که گرفتن لنگی بلد باشید .

اولین کاری که باید بکنید اینه که برید دوچرخه فروشی یه آچار پره بخرید. خیلی خوش دست و کوچیکه. حتما باید از آچار پره استفاده بشه وگرنه اگه بخواید از آچار فرانسه کوچیک یا انبردست استفاده کنید دنده های پره تون از بین میره. اونوقت دیگه از آچر پره هم نمیتونید استفاده کنید.

حالا میخوام گرفتن لنگی رو براتون بگم که دو حالت داره.

حالت اول
(طوقه به سمت راست یا چپ متمایل شده)

اول دوچرخه رو برعکس میکنید از روی زین و فرمون میذارید روز زمین . چرخی که لنگی داره رو بچرخونید و با دقت بهش نگاه کنید تا متوجه بشید طوقه به کدوم طرف متمایل شده . چند بار بچرخونید و با دقت نگاه کنید چون اگه اشتباه کنید اون قسمتیم که صافه به لطفتون کج میشه. اگه لنگی خیلی کم بود و با چشم قابل تشخیص نبود لقمه ترمزتون رو به طوقه نزدیک کنید ببینید وقتی چرخو میچرخونید کدوم قسمت طوقه با لقمه تماس پیدا میکنه که اونجا احتیاج به صاف شدن داره.

بعد از اینکه متوجه شدید کجای طوقه کج شده دقیقا اون قسمتو علامت بذارید. طوقه دوچرخ با دو ردیف پره مهار شده که پره های راست نمیذارن طوقه به سمت چپ خم بشه و پره های چپ نمیذارن طوقه به سمت چپ خم بشه. حالا اگه اون قسمت طوقه شما به سمت چپ متمایل شده بود دو تا پره سمت راستش رو یکم سفت کنید تا طوقه رو به سمت خودش بکشه .اینکه میگم یکم یعنی فقط یک دور. بعد طوقه رو بچرخونید ببینید به حالت اولش برگشته یا نه .  اگه بازم همون قسمت کج بود یکم دیگه سفتش کنید. فقط نکته ش اینه که باید کم کم پره رو سفت کنید اگه زیاد سفت کنید طوقه هم کج میشه هم از حالت دایره به بیضی تبدیل میشه.

این لنگی گرفتن مال حالتی بود که طوقه شما به چپ و راست خم شده باشه ولی بعضی وقتا انقدر دست انداز شدیده که طوقه دوچرخه از حالت دایره به بیضی تبدیل میشه . معمولا کسایی که وزنشون زیاده طوقه دوچرخ شون حالت بیضی در میاد .البته اونم بستگی به جنس طوقه داره که چه قدر مقاومت داشته باشه . مثلا دوست من که 120 کیلو وزنش بود از یه ارتفاعی پرید.  زین دوچرخه ش شکست ولی طوقه ش کج نشد چون دوچرخه ش فرانسوی بود . ولی من با 70 کیلو همون کارو بکنم طوقه م بیضی میشه.

معمولا طوقه ای که بیضی میشه کج هم میشه ینی شما باید به دو جهت لنگی بگیرید. پس اول باید اونو به حالت دایره ای اولش برگردونید بعد لنگیشو بگیرید.(این میشه حالت دوم)

حالت دوم

 این دفه طوقه رو میچرخونید و از بقل بهش نگاه میکنید .خوب دقت کنید ببینید کدوم قسمت طوقه بیرون زده وکدوم قسمتش تو رفتگی داره.بعد دو قسمت رو علامت گذاری کنید .حالا پره های(هم چپ هم راست) قسمتی از طوقه که تو رفتگی داره یعنی همون جایی که شعاش دایره کم شده رو یکی دو دور شل کنید بعد کم کم پره های قسمت بیرون زدگی طوقه(هم چپ هم راست) ینی اونجایی که شعاع دایره زیاد شده رو سفت کنید. با هر دوری که سفت میکنید اون قسمت طوقه به داخل کشیده میشه و قسمت تو رفته طوقه به بیرون هول داده میشه .فقط دقت کنید که پره چپ و راست رو به اندازه هم سفت کنید .اگه هر کدوم رو بیشتر سفت کنید از بقل طوقه کج میشه . وقتیم که دیدید طوقه دایره شد دست بکشید و یه بار طوقه رو بچرخونید و از بالا بهش نگاه کنید که اگه به سمت چپ و راست کج شده بود از همون روش حالت اول لنگیشو بگیرید.


نکته: فقط موقع پیدا کردن لنگی حواستون باشه که به طوقه نگاه کنید نه لاستیک چرخ. چون لاستیک مثل طوقه صافه صاف نیست . لاستیک بعد از یه مدت که استفاده میشه بر اثر گرما یکم کج و کوله میشه که همون ممکنه شمارو گمراه کنه.




برچسب ها: دوچرخه ای،

گاو همیشه گاو بوده. همیشه غذا بوده لباس بوده. هیچوقت غیر این نبوده و نخواسته باشه 

درخت میوه داده. سایه داده. الوار شده. هیزم شده. سوخته و خاکستر شده. هیچوقت غیر از این نبوده و نخواسته باشه

همه موجودات از وقتی به دنیا میان مو به مو وظیفه شونو انجام میدن تا چرخه طبیعت با نظم بگرده. همه و همه مستقیم و غیر مستقیم به حیات کره زمین کمک میکنن چون اونو وظیفه میدونن. شاید اسمشو بذارید غریزه ولی من میگم وظیفه یا همون رسالت

بین هزارتا آدم چند نفر به زندگیشون از دید وظیفه نگاه میکنن؟ چند نفر اون کاری رو که باید انجام بدن انجام میدن؟ من اگه بخوام خوش بینانه نگاه کنم میگم تو هزار نفر یک نفر اینجوریه. هیچکس به باید و نبایدها توجه نمیکنه همه به دوست داشتنو نداشتن توجه میکنن.

من اگه از دارو درخت خوشم بیاد میرم تو حیاط خونه م درخت میکارم. اگه دوس نداشته باشم عمرا جامو تنگ کنم ورمیدارم کل حیاطو موزائیک میکنم تا یه ماشین بیشتر جا بشه. جفت کارارو از رو علاقه کردم اولیش علاقه به درخته دومیش علاقه به ماشین. به خاطر زمین کاری نکردم. ممکنه بگید خاب چه فرقی میکنه مهم نتیجه ست. بالاخره تو حالت اول درخت رو کاشتی. بله کاشتم ولی این علاقه همیشگی نیست. همین الان اینترنت و کامپیوتر جای خیلی از تفریحاتمونو گرفته چند وقته دیگه هم خیلی چیزا جای خیلی علایقمونو میگیره .

ولی تو حیوانات. تو درختان. تو همه اجزای طبیعت به غیر از انسان چی؟ اوناهم علایقی کار میکنن ؟ یا وظیفه یی؟

یک انسان تنها وقتی میتونه درست و حسابی به همنوعش کمک کنه که از دید وظیفه بهش نگاه کنه نه حس محبت و خیرخواهی. اینجور احساسات اولا همیشه همراه آدم نیستن دوما به مرور زمان کم و زیاد میشن. اصلا اومدیم صدسال سیاه احساساتی نشدیم. اون بیچاره ای که به ما احتیاج داره تکلیفش چیه؟

ما عادت کردیم از روی احساسات تصمیم بگیریم. به قول خودمون حتما باید جوگیر بشیم تا یه کاری بکنیم  به نظر من اینجوری بدرد که نمیخوره هیچ تازه باعث سواستفاده دیگران هم میشه.

ما فقط باید آدم باشیم مثل گاو که فقط باید گاو باشه.





(تعداد کل صفحات:2)      [ 1 ]   [ 2 ]  
درباره وبلاگ
بیایید همه با هم بکاریم آن درخت محبت را و سپس گسترشش دهیم به پهنای همین جهان هستی

آخرین مطالب
نویسندگان
مطالب پربازدید
پیوند ها
آرشیو مطالب
آمار سایت