تبلیغات
ناگفته ها - مطالب آبان 1390
صفحه اول تماس با ما RSS                     قالب وبلاگ
  
ناگفته ها
هر گونه کپی برداری از این وبلاگ آزاد است، حتی بدون ذکر منبع nagoftehaa.ir
آرمین 30 آبان 90 نظرات ()
من فکر میکنم اگه فشفشه اسمش یه چیز دیگه بود یا حداقل آخرش شه نداشت نصف مشکلات فوتبال مملکت حل میشد. از شانس بد ما دوتا از پرکاربردترین فحش های رایج کشور به حرف ش ختم میشه. این دوتا فحش وقتی با مسراع توپ تانک فشفشه ترکیب میشن قافیه و وزن عجیبی بهم میگیرن. طوری که انگار توپ و تانک و فشفشه کلهم از اول برای این فحش ها ساخته شدن. انقدر که هم وزن همن.

پیشنهاد من به وزیر فرهنگ و ارشاد اینه که یا این فحشها رو با یه کلمه معادل بهتر عوض کنن. مثلا بگن این کلمه ها ریشه غربی دارنو اگه زیاد استفاده کنید سنگ میشید. بعد مردومو تشویق به استفاده از فحش های جدید بکنن منتهی فحش های که هم وزن اون مسراع که گفتم نباشن اصن نشه با اونا ترکیبشون کرد. یا اینکه یه فکری برای فشفشه بکنن. حالا هرکدوم را دستشونه که ممنون میشم.






اصلا فکر نمیکردم یه روزی یه ایرانی پیدا بشه که از حمله نظامی به ایران خوشحال بشه. حالا به اینکه چندتا ایرانی خوشحال میشن کار ندارم. اصن یه نفرم نباید خوشحال بشه. آدم تحت هیچ شرایطی نباید وطنشو بفروشه حالا هر شرایطی که میخواد باشه

خریدنی نیست که بعدا یکی بخریم



آدمیست دیگر

یک روز حوصله هیچ چیز را ندارد

دوست دارد بردارد خودش را بریزد دور...

"حسین پناهی"

پ ن : همچین ورداری مچاله کنی در سطل آشغالو باز کنی محکم خودتو پرت کنی توش. بعد فرداش مثل گربه تا کمر بری تو سطل آشغال دنبال خودت بگردی. آخرش بعد یه ساعت گشتن بفهمی یکی زودتر از تو اومده بردتت.



آرمین 27 آبان 90 نظرات ()



اگه کسی دوستون داشت ولی شرایط طوری بود که نمیتونستید باهاش باشید و مجبور بودید به مصلحت هر دو طرف رابطه رو قطع کنید حتما بهش بدی کنید بعد رابطه رو قطع کنید. ممکنه براتون سخت باشه ولی مطمئن باشید با این کار بهش بزرگترین خدمت رو کردید.

به قول داریوش

زخم نمیزنی به من که مبتلاترم کنی


اگه میخواید دوستون نداشته باشه باید یه بهانه درست و حسابی بدید دستش تا بتونه به مرور زمان به خودش بقبولونه که شما ارزش دوست داشتنو نداشتید. اینجوری نهایت بعد یک یا دو سال از یادش میرید و میتونه راحت به زندگیش ادامه بده ولی اگه با دلیل منطقیو صحبتو ما به در هم نمیخوریمو از این جور حرفا جدا بشید برای همیشه تو ذهنش باقی میمونید و اون همیشه به این فکر میکنه که چی باعث شد شما ازش متنفر بشید. میدونم شما ازش متنفر نبودید ولی اون همیشه این فکرو میکنه.

حالا نه اینکه یه بلایی سرش بیارید یا بهش توهین کنیدا. فقط کاری کنید که جایگاهتون در ذهن اون خراب بشه. بیشعور جلوه دادن خودتون... نفهم جلوه دادن...هرچی. فقط کاری بکنید که باور کنه لایق اون نیستید.


بالاخره باید هزینه داد. شاید بگید برای چی من باید هزینه بدم؟ میخواست عاشق نشه. مگه من گفتم عاشق بشه؟ ولی باید اینم در نظر بگیریم که چرخه روزگار میگرده و یه روزی قرعه به نام ما هم میوفته...







برچسب ها: عکس،
در دوران حکومت قاجاریه مسئله بابی ها و بهایی ها مطرح شد. ناصرالدین شاه نخستین کسی بود که برای سرکوبی کامل مخالفان خویش و ازادیخواهان شناخته شده، به بهانه کشتن بابی ها که تعدادشان بسیار اندک بود و ساخته شدن مسلکشان به وسیله ماموران جاسوس انگلیسی برای تمام مردم ایران اشکار شده بود، گروه کثیری را کشت و موجب شد که بسیاری با پذیرفتن بابی بودن کشته شده ها، این فرقه را مهم تر از آنکه بود پندارند.

 بعدها در زمان اوج گیری انقلاب مشروطیت در تبریز و پیدایش دلاورانی چون ستارخان و باقرخان ، محمد علی شاه و سرداران او برای تشویق سپاهیان خود به جنگ با مردم تبریز در میان آنها چنین شایع کردند که این مردم همه بابی هستند و خونشان حلال و مال و ناموسشان برای سربازان دولتی حلال .
(ینی هرکیو میخواستن بکشن فقط قبلش برچسب بابی بهش میزدن بعد راحت...)

کار این شایعه به جایی رسید که چند بار وقتی گروهی از سربازان عین الدوله (فرمانده سپاه محاصره کننده تبریز) به دست مجاهدان دستگیر شدند پیش روی همگان التماس می کردند که از کشتن آنها دست بردارند و در مقابل قول می دادند که "ما هم مثل شما بابی می شویم " ستارخان و دیگر رهبران مذهبی و روحانی تبریز تصمیم گرفتند از ان پس بر تعداد اذان گوها انقدر بیافزایند که صدای اذان سنگر نشینان مسلمان به گوش سربازان دولت برسد تا بر مسلمان بودن دلیران رزمنده تبریز و مردم مسلمان که در پی فتاوای بزرگان دین خود دست به جهاد زده بودند واقف کند.

در این دوره که هر کس را به دلیل واهی بابی بودن می گرفتند و سر به نیست می کردند، این مضمون دستمایه ای شد برای شعرایی چون سید اشرف الدین گیلانی معروف به نسیم شمال. این شاعر دوره مشروطه ترکیب بند زیبایی در این باره دارد که بخشهایی از آنرا در اینجا می خوانید .


                  کبلا   باقر  ! چه   خبر؟ هیچ     اقا           چیست این غلغله ها ؟ غلغل نی پیچ اقا


                  تازگی حاجی بلال امده از شهر حلب         حرفها می زند از فرقه مشروطه طلب


                                         پس یقین ان سگ بیدین عملش قلابی است


                                         ایها الناس  بگیرید  که  ملعون  بابی  است


            خبر تازه دگر چیست در این گوش و کنار        یارو  امروز  چه  می گفت  میان      بازار


            جان  اقا  سخن  از نشر  معارف می گفت         نقل مشروطه و از خرج مصارف می گفت


                                         پس یقین ان سگ بیدین عملش قلابی است


                                        ایها الناس  بگیرید  که  ملعون  بابی  است


            جعفر اقا پسر حاجی تقی کارش چیست            میرود  مدرسه  تازه گفتارش  چیست


            جان   اقا   سخن  از  علم ریاضی دارد            شکوه بسیار ز اخوند و ز قاضی دارد


                                         پس یقین ان سگ بیدین عملش قلابی است


                                         ایها الناس  بگیرید  که  ملعون  بابی  است


            گر نجس می شود از هیکل بابی حمام              چیست  تکلیف  من  قهوه چی    پیر   غلام


            تو برو باده بخور از چه بود تشویشت             اخ اخ این چه کلامی است که تف بر ریشت     


                                        پس یقین ان سگ بیدین عملش قلابی است


                                        ایها الناس  بگیرید  که  ملعون  بابی  است


منبع:sekkeyedolateeshgh.parsiblog.com




(تعداد کل صفحات:3)      [ 1 ]   [ 2 ]   [ 3 ]  
درباره وبلاگ
بیایید همه با هم بکاریم آن درخت محبت را و سپس گسترشش دهیم به پهنای همین جهان هستی

آخرین مطالب
نویسندگان
مطالب پربازدید
پیوند ها
آرشیو مطالب
آمار سایت